تبلیغات
یادداشتهای چند بی مخ
یادداشتهای چند بی مخ
ما گر ز سر بریده میترسیدیم//در محفل عاشقان نمی رقصیدیم!

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • مترجم سایت

    http://www.3bimokh.tk/ 2010-09-11T22:21:31+00:00 always

معما: حدس بزنید این عکس کودکی های کدام هنرمند ایرانی است؟!

راهنمایی: این عکس مربوط به دوران کودکی یکی از محبوب ترین و مشهورترین خوانندگان جوان سبک پاپ می باشد.

اگر خیلی تیز و باهوشی ، حدس بزن این عکس کیه ؟

آموزش كنترل نفس اماره به سگهای قزوینی..!

مادر..!

عنوان رد گم کنیه!

فرانسه

شما به رئیس‌جمهور فرانسه می‌گویید: «مادرت رو...»! و بلافاصله میلیون‌ها نفراز مردم به خیابان‌هامی‌ریزندو در حمایت از شما، به رئیس‌جمهور می‌گویند: «مادرت رو...»!
رئیس‌جمهور هم دربارهء جریحه ‌دار شدن احساساتش شعری می‌سراید
و آنرا در روزنامه‌ها و مجلات و رادیو و تلویزیون منتشر می‌کند..

ادامه مطلب

چه غلطا!!!!!

شرمنده اخلاق به نظرم یه ماهی نبودم،یعنی من مصداقه یه آدمه بد شانسم ،چهار پنچ تا اتفاق افتاد از مسافرتو خرابیه سیستمو اینترنتو عروسیه اقوامو،آره دیگه ،مهم اینه حالابرگرشتم ،بچه های مام نمی چرخونند وبو بازدیدا زیاد چنگی به دل نمی زنه،حالا یه پستی می زارم ببینم خوشتون میاد یا نه:

عجب سختی هایی می کشن زنا تو کاراشون،کلا یهو نیان بیرون بهتره،به نفع همس!!!!

مسافر کناری مدام خودش را رویم می اندازد، دستش را در جیبش می کند و در می آورد، من به شیشه چسبیده ام اما هر قدر جمع تر می شوم او گشادتر می شود. موقع پیاده شدن تمام عضلات بدنم از بس منقبض مانده اند درد می کنند...
 

تقصیر خودم بود باید جلو می نشستم.


مسافر صندلی پشت زانوهایش را در ستون فقراتم فرو می کند، یادم هست موقع سوار شدن قد چندانی هم نداشت، باید با یک چیزی محکم بکوبم توی سرش، چیزی دم دستم نیست ،آدم وقیح حالا دستش را از کنار صندلی به سمت من می آورد...

تقصیر خودم بود باید با اتوبوس می آمدم.



اتوبوس پر است ایستاده ام و دستم روی میله هاست، اتوبوس زیاد هم شلوغ نیست و چشمان او هم نابینا به نظر نمی رسد ولی دستش را درست در 10 سانت از 100 سانت میله ای که من دستم را گذاشته ام می گذارد. با خودم می گویم ”چه تصادفی” و دستم را جابه جا می کنم اما تصادف مدام در طول میله اتفاق می افتد... 
 
تقصیر خودم است باید این دو قدم راه را پیاده می آمدم.



پیاده رو آنقدر ها هم باریک نیست اما دوست دارد از منتها علیه سمت من عبور کند، به اندازه 8 نفر کنارش جا هست ولی با هم برخورد خواهیم کرد. کسی که باید جایش عوض کند، بایستد، جا خالی بدهد، راه بدهد و من هستم...

تقصیر خودم است باید با آژانس می آمدم.



راننده آژانس مدام از آینه نگام می کند و لبخند می زند. سرم را باید تا انتهای مسیر به زاویه 180 درجه به سمت شیشه بگیرم. مدام حرف میزند و از توی آینه منتظر جواب است. خودم را به نشنیدن می زنم. موقع پیاده شدن بس که گردنم را چرخانده ام دیگر صاف نمی شود. چشمانش به نظر سالم می آید اما بقیه پول را که می خواهد بدهد به جای اینکه در دستم بگذارد از آرنجم شروع می کند، البته من باید حواسم می بود و دستم را با دستش تنظیم می کردم.
 
تقصیر خودم است باید با ماشین شخصی می آمدم.

راننده پشتی تا می بیند خانم هستم دستش را روی بوق می گذارد، راه می دهم. نزدیک شیشه ماشین می ایستد نیشش باز است و دندانهای زردش از لبان سیاهش بیرون زده است. “خانم ماشین لباسشوئی نیست ها”. مسافرهای توی ماشین همه نیششان باز می شود. تا برسم هزار بار هزار تا حرف جدید می شنوم و مدام باید مواظب ماشینهایی که فرمانهایشان را به سمت من می چرخانند باشم. موقع رسیدن خسته هستم، اعصابم به کلی به هم ریخته است.

تقصیر خودم است زن جماعت را چه به بیرون رفتن!!!
 

بیکـــــــار

+امروز یکی زنگ زد به گوشیم. یعنی شماره ی خودم بود از نوع همراه اولش. گفت میخوام سیمکارتتونو بخرم چقدر میفروشین؟گفتم :20 تومن. گفت : ممنون خدافظ !!!دی

تا کـــــی؟!

فتوکاتور طنز ورزشی !!!

فتوکاتور طنز ورزشی ( سری اول )

ادامه مطلب

مصونیت از عدم توجه..!

یه آجر وردار بپیچ تو کیسه نایلون سیاه بذار گوشه یخچال!

به بقیه هم بگو بهش دست نزنن و سراغش نرن!

یعنی تا خوده صبح همه انگولکش میکنن ببینن توش چیه..!
.
.
.
(نظریه یک راننده تاکسی در مورد حجاب)

چشمش به پول كه میخوره یادش میره(آخه آدم چقدر حقیر باشه)!!!

شنگول و منگول جهان سومی!

تق تق تق...

- شنگول و منگول: کیــــه؟
- منم منم مادرتون...
- مامان اومــــد (در روباز میکنن)
- سروان احمدی مقدم هستم از نیروی انتظامی! بچه ها بریزید داخل  دیشارو جمع کنید..!

اگه به نكته برسی خیلی هیــــــزی !

برو دور دور کار میکن مگو چیست کار...!


در خانه....

محمود آقا؟

هــــــــــا؟

محمـود؟ :(

بلـــــــــــــــه

مرد پاشو... لنگه ظهره نمی خوای بری سرکار؟

بذار بخوابم مگه نمیبینی دارم دور کاری میکنم؟!

شوکی که منجر به مرگ شد ....!

shookhi bad دانلود کلیپ شوخی که منجر به مرگ شد !

مشاهده این کلیپ برای افراد زیر ۱۸ یا افرادی که مشکل قلبی دارن توصیه نمیشه

note دانلود کلیپ شوخی که منجر به مرگ شد !فرمت : ۳GP

chart pie دانلود کلیپ شوخی که منجر به مرگ شد !حجم : ۱۲۲۳ کیلوبایت

down دانلود کلیپ شوخی که منجر به مرگ شد !دانلود :  Download

lock دانلود کلیپ شوخی که منجر به مرگ شد !رمزفایل : www.ariadownload.net

دوست دختر یک روح سرگردان !!!


جشنواره فیلم های روح و شیطان در سیما در اینجا تمام نمی شود، از قضا شبکه سه هم سریالش به اصطلاح ماورایی از آب در آمده است، البته از نوع هندی آن. پسری مذهبی و اهل دین و قرآن که پدرش از اعتیاد مرده و مادرش نیز او را رها کرده و خودش هم از 15 سالگی تحت تکفل مردی متمول بزرگ شده است و حال 25 ساله است؛ دلداده دختر قیم خود شده و از همین جا قصه شروع می شود. پس از آن که همایون(داریوش فرهنگ) پدر دختر او را از رسیدن شخصین مثبت قصه به محبوبش نا امید می کند در همان شب دزد به اموال همایون می زند و از اتفاق پسر که امیر حسین نام دارد طوری مجروح می شود که احتمالا به کما می رود و بازی ارواح شروع می شود.


قصه روح بازی در تلویزیون از آن زمانی شروع شد که سریال سازان متبحر به این نتیجه رسیدند که حالا که نمی شود به دلایل شرعی و تفاوت دیدگاه های قرآن با خرافات مسیحیت پدیده روح سرگردان را توجیه کرد، از روح آدم های به کما رفته به عنوان روح سرگردان استفاده کنند و نمونه اول آن نیز سال گذشته تست شد و عجیب اینکه با همه انتقاداتی که از این سریال به عمل آمد که خود در افتضاحات برنامه سازی تبدیل به استانداردی قابل توجه شد، همان تجربه امسال باعث شد تا خط تولید چنین سریال هایی افتتاح شود. این سریال نیز در به سخره گرفتن منطق داستانی و شخصیت پردازی دست کمی از سقوط یک فرشته ندارد. شخصیت های بی ریشه و بی منطق که تنها منطق فیلم هندی آنها را به هم پیوند می دهند، امیر حسینی که اصلا معلوم نیست چطور مذهبی و حافظ قرآن از آب در آمده است و معلمش در این مسیر چه کسی بوده -پدر معتاد یا قیم سکولارش – و یا روح دختری که نقش راهنمای روح امیر حسین را برعهده دارد و دوست دختر بازی را این بار در عالم ارواح سرگردان به نمایش می گذارد و دیگر قسمت های این لحاف چهل تکه که هیچ تکه اش به تکه دیگر نمی آید مخاطب خوشبین را هم دچار دل به هم خوردگی می کند.
الغرض "پنج کیلومتر مانده تا بهشت" توانست فرمول جدیدی را به برنامه سازان معرفی کند، (فیلم هندی+ عنصر ماورایی" اعم از فرشته،روح یا شیطان"= سریال موفق) که باید دید کدام یک از این فرمول ها در نهایت گوی سبقت را خواهد ربود، باید منتظر گفت و گو های مردمی سیما و نظرخواهی های کوچه و خیابانی خبرنگاران این سازمان از مردمی بود که مجبورند از بین این سریال ها یکی را نام ببرند.

طرح نهایی تفکیک جنسیتی در ایران

عکس متحــــــــرّک (2)

یه عکس متحرک!همین

 
  • تعداد صفحات :32
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

سلام به همه ی کسانی که الان به جمع آمار وبلاگ ما پیوسته اند.این وبلاگ رو در مهر ماه 1388 تاسیس کردیم.این وبلاگ اصلا مدیر نداره!!و نویسنده ها همه کاره هسنتد منم یه نویسنده هستم.از دیار بی مخ های عالم!خب ما یه جمع دبیرستانی هستیم،که قصد داشتیم یه وبلاگی بزنیم و چیز هایی که دوست داریم رو بنویسیم.همه چیز این جا پیدا میشه!البته بر اساس قانون هست و هیچ چیز بر خلاف قانون نیست،اینو نگین چی بگیم!!شاید بگید این 3بی مخ چرا 4 تا نویسنده داره،خب دیگه اینم از بی مخیمونه دیگه منو و ممد و حسن هسته ی اولیه بودیم!!!!عاطفه خانوم افتخار دادن اومدن و برا ما می نویسن!سیاه و سفید از آثار خانوم می باشد!!!!
امیدوارم که لحظاتی که در وب می گذرانید به تون خوش گذشته،و نیز ما رواز نظرات گوهر بار خودتون بی نصیب نگذارید!ودر اخر باید گفت که این وبلاگ فقط برای زنده کردن نام استاد بی مخ ساخته شده و ماهم نوجه های او هستیم باشد که روزی استاد شویم و شعار ما این است: ....... بیتی از استاد بی مخ
با آرزوی موفقیت

یادداشتهای چند مرد بی مخ به فیس بوک هم رسید:

"بر روی آیکون فیس بوک، زیر قسمت آمار وبلاگ مراجعه کنید،با کلیک بر روی آن می توانید صفحه ی وبلاگ در فیس بوک را مشاهده کنید"

همه ی آدرس های وبلاگ:
www.3bimokh.mihanblog.com
www.3bimokh.tk
www.3bimokh.orq.ir
مدیر وبلاگ : نیما

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • 2 ضبدر2 ؟










نویسندگان